برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی warning به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل warning
(اسم) بیانیه یا برگه یا یک اتفاق که به آدمی هشدار دهد (دو مثال اول) - fair warning هشدار کافی که بتواند از چیز بدی جلو گیری کند
Let that be a warning to you.
بگذار آن، هشداری برای تو باشد.
I had absolutely no warning.
به هیچ وجه هشداری به من داده نشد.
warning
صفت
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره warning، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


