برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی transport به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل transport
(اسم – در آمریکایی معمولا از واژه transportation استفاده می کنند) سیستم حمل و نقل – کشتی یا هواپیمایی که برای جابجایی افراد استفاده می شود (مثال سوم) – be in a transport of delight/joy etc احساس خیلی خوشایندی داشتن
(فعل) منتقل کردن، حمل کردن چیزی یا کسی – در تخیل خود به جایی رفتن یا تخیل کسی را به جایی بردن (مثال دوم) - be transported with delight/joy etc احساس خیلی خوشایندی داشتن – تبعید کردن کسی به جایی به عنوان محکومیت
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره transport، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


