برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی spice به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل spice
(اسم) ادویه – چیزی که باعث ایجاد علاقه یا هیجان می شود (مثال دوم و سوم)
spice
فعل
spices; spiced; spicing
(فعل) طعم دادن به غذا با ادویه، افزودن ادویه به غذا – افزودن هیجان یا علاقه به چیزی (معمولا با up – مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره spice، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


