تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

قیمت محصولات آموزشی وب‌سایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینه‌های جاری وب‌سایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزش‌های دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهی‌تان

ترجمه و تحلیل snow

snow

اسم

US تلفظ صوتی/ˈsnoʊ/

snows

(اسم) برف – برفک تلویزیون

Snow was falling heavily.

برف به شدت می بارید.

He was shoveling the snow of the roof.

او داشت برف روی بام را پارو می کرد.

snow

فعل

snows; snowed; snowing

(فعل) برف باریدن، برفی بودن هوا (مثال اول) – تحت تاثیر قرار دادن یا فریب دادن یا تشویق کردن کسی (مثال دوم) - snowed in/up الف: برفگیر شدن یا توانایی رفت و آمد را به دلیل سنگینی برف نداشتن (مثال سوم) ب: بسته شدن با برف (مثلا یک خیابان) - snowed under چیزهای زیادی برای بررسی یا کار روی آن ها داشتن

it's snowing outside.

بیرون دارد برف می بارد.

She was completely snowed by the presentation.

او کاملا تحت تاثیر آن ارائه قرار گرفته بود.

We were snowed in for a week last winter.

ما زمستان پارسال برای یک هفته برفگیر شده بودیم.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره snow، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته