برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی risk به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل risk
(اسم) احتمال خطر، ریسک – خطر (مثال دوم) - at risk در خطر (مثال سوم)
Steps have been taken to reduce the risk of any trouble.
قدم هایی برای کاهش احتمال هر گونه مشکلی برداشته شده است.
Smoking is a risk to your health.
سیگار کشیدن خطری برای سلامتی شما است.
If we go to war, innocent lives will be put at risk.
اگر ما وارد جنگ شویم، زندگی افراد بیگناه به خطر خواهد افتاد.
risk
فعل
risks; risked; risking
(فعل) خطر کردن، ریسک کردن، ریسک کاری را پذیرفتن – انجام دادن کاری که ممکن است نتیجه بدی داشته باشد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره risk، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


