برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی reveal به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل reveal
(فعل) افشا کردن، آشکار کردن
Officers could not reveal how he died.
پلیس نتوانست آشکار کند که او چطور مرده است.
X-rays revealed a fracture.
اشعه ایکس شکستگی را نشان داد.
She revealed the reporter as a liar.
او ثابت کرد (نشان داد) که آن خبرنگار یک دروغگو است.
a test that can reveal a teacher’s hidden skills
تستی که می تواند مهارت های پنهان ین معلم را افشا کند
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره reveal، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


