برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی region به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل region
(اسم) منطقه، ناحیه – بخش یا ناحیه از بدن (مثال دوم) - the regions تمام بخش های و نواحی یک کشور به غیر از شهر پایتخت (در بریتیش) - (somewhere) in the region of یک چیزی در حدود (مثال سوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره region، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

