عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل price

price

اسم

US تلفظ صوتی/ˈpraɪs/

prices

(اسم) قیمت، بها – هزینه (مثال دوم) - put a price on something روی چیزی قیمت گذاشتن (مثال سوم) - a price on someone's head برای سر کسی جایزه تعیین کردن

falling prices

قیمت های در حال سقوط

The country will pay a heavy price for the government’s failure.

این کشور هزینه (بها) سنگینی برای ناتوانی این دولت پرداخت خواهد کرد.

If you want to sell this sofa on the internet, you should put a price on it first.

اگر می خواهید این مبل را در اینترنت بفروشید ، باید ابتدا قیمت آن را بگذارید.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) at any price به هر قیمتی (مادی یا معنوی) - beyond price خیلی با ارزش (مثال دوم)

We want peace at any price.

ما به هر قیمتی صلح می خواهیم.

The memories they shared were beyond price.

خاطراتی که آن ها به اشتراک بگذاشتند خیلی با ارزش بود.

price

فعل

(فعل) قیمت گذاشتن روی چیزی

The watches are priced at $50.

این ساعت ها 50 دلار قیمت گذاشته شده اند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته