برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی pool به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل pool
(اسم) استخر شنا (مثال اول) – مقدار کمی از یک مایع یا نور روی یک سطحی (مثال دوم و سوم) – بازی بیلیارد
an indoor pool
یک استخر سرپوشیده
a pool of blood
استخری از خون
a pool of light
سطحی از نور
a pool table
میز بیلیارد
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) منبعی از پول یا افراد یا چیزهایی که جمع می شوند تا استفاده گردند (ائتلاف – دو مثال اول) – پولی که برای هدفی از تعداد زیادی جمع آوری شده (سرمایه اشتراکی، تصحیلات اشتراکی)
pool
فعل
pools; pooled; pooling
(فعل) با چند نفر دیگر پول رو هم گذاشتن برای کار خاصی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره pool، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


