برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی natural به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل natural
(صفت) طبیعی (دو مثال اول) – بدون مواد شیمیایی اضافی (مثال سوم) – ذاتی، فطری (داشتن یک توانایی یا استعداد مادرزادی)
او به دلایل طبیعی مرد.
natural disasters
بلاهای طبیعی
natural foods
غذاهای طبیعی
a natural athlete
یک ورزشکار ذاتی
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) معمول، قابل انتظار (مثال اول) - be/act/look natural طبیعی رفتار کن – مرتبط از طریق خون (اصلی – مثال سوم)
a natural reaction
یک واکنش قابل انتظار (طبیعی)
Be cool, be natural.
آرام باش، طبیعی رفتار کن.
his natural parent
والدین اصلی او
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) بر اساس حس تشخیص خوب و بد (غریزی) – نت عادی در موسیقی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره natural، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


