عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل flight

flight

اسم

US تلفظ صوتی/ˈflaɪt/

flights

(اسم) پرواز – فرار از یک موقعیت – پله های بین دو طبقه یا بین دو پاگرد (مثال آخر)

We’ll be arriving home on Tuesday on flight 147.

ما شنبه با پرواز 147 به خانه خواهیم رسید.

their flight from poverty

فرار آن ها از فقر

Her apartment is five flights up.

آپارتمان او 5 پلکان بالاتر است. (پنج گروه از پله ها یا در واقع پنج طبقه)

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) flight of fancy یا flight of imagination/fantasy موارد تخیلی، ایده یا داستان و غیره تخیلی و به دور از واقعیت - put (someone) to flight مجبور به فرار یا ترک محل شدن یا کردن - take flight الف: از خطر گریختن (مثال اول) ب: پرواز کردن (مثال دوم) - the top flight بالاترین سطح در کار یا ورزش

When the alarm sounded, the whole staff took flight.

وقتی هشدار به صدا در آمد، همه کارمندان فرار کردند.

The bird took flight when he tried to approach it.

وقتی او سعی کرد به پرنده نزدیک شود، پرواز کرد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان