برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی expression به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل expression
(اسم) اصطلاح – بیان، ابراز، تجلی، نمایش – حالت چهره که احساس و درون فرد را نشان می دهد
That was an expression he hadn’t heard before, and wondered what it meant.
آن، اصطلاحی بود که او قبلا نشنیده بود و نمی دانست چه معنی دارد.
Dance is a form of artistic expression.
رقص نوعی نمایش هنرمندانه است. (بیان هنرمندانه یا تجلی هنرمندانه)
Judging from her expression, I think the gift was a complete surprise.
با قضاوت از حالت چهره او فکر می کنم که آن هدیه یک غافلگیری کامل است.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) کاری را با احساس و شور بیشتری انجام دادن – عبارت حسابی (در ریاضیات)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره expression، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


