برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی decide به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل decide
(فعل) تصمیم گرفتن، انتخاب کردن – نتیجه چیزی را تعیین کردن (مثال دوم) - decide on/upon (something) انتخاب کردن چیزی بعد از فکر کردن روی گزینه های موجود (مثال سوم) - deciding factor دلیل یک تصمیم یا انتخاب (مثال آخر)
We're trying to decide how to proceed.
ما داریم درباره اینکه چطور به کار ادامه دهیم تصمیم می گیریم.
This battle could very well decide the war.
این نبرد به خوبی می تواند نتیجه جنگ را تعیین کی کند.
Have you decided on a date for the wedding?
آیا تاریخی را برای ازدواج انتخاب کرده اید؟
The deciding factor in choosing this school was cost.
دلیل انتخاب کردن این مدرسه، هزینه بود. (این مدرسه هزینه کمتری داشت)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره decide، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


