برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی court به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل court
(اسم) دادگاه، کسی یا کسانی که رای صادر می کنند – زمین بازی – دربار (جایی که پادشاه یا ملکه زندگی می کنند – مثال سوم)، درباریان (کل افراد داخل دربار)
court
فعل
courts; courted; courting
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره court، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

