برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی boss به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل boss
(اسم) رئیس، مدیر
boss
فعل
bosses; bossed; bossing
(فعل) دستور دادن
Stop bossing me around/about!
دست از امر و نهی من بردار!
boss
صفت
(صفت) عالی، خیلی خوب
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره boss، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


