برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی alternative به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل alternative
(صفت) استفاده به جای یک چیز دیگر، جایگزین (دو مثال اول)
alternative
اسم
alternatives
(اسم) جایگزین، چاره، آلترناتیو (سه مثال اول) – غیر معمول یا غیر مرسوم (مثال چهارم) – alternatively (قید) یا، یا اینکه، از طرف دیگر (or, instead, otherwise, on the other hand - مثال آخر)
an alternative to coffee
یک جایگزین برای قهوه
an alternative route
یک مسیر جایگزین
I have no alternative but to ask you to leave.
من چاره ای ندارم مگر اینکه از شما بخواهم بروید.
alternative lifestyles
روش های زندگی غیر مرسوم
Allow about 8 hours for the drive. Alternatively, you could fly.
با حدود 8 ساعت رانندگی کنار بیایید. یا اینکه با هواپیما بروید.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره alternative، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



