برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی achievement به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل achievement
(اسم) دستاورد (سه مثال اول) - be quite an achievement یک دستاورد خیلی بزرگ، یک موفقیت چشمگیر، یک کار بزرگ
Always be honest about your achievements and skills and make sure the information is up to date.
همیشه درباره دستاورد ها و مهارت های خود صادق باش و مطمئن شو که این اطلاعات به روز باشد.
a scientific achievement
یک دستاورد علمی
We felt a sense of achievement.
ما بخاطر دستاوردمان احساس غرور داشتیم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره achievement، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



