برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی large به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل large
(صفت) بزرگ - at large الف: به طور کلی، کلی (مثال سوم) ب: در کل، به صورت کلی (مثال چهارم) ج: آزاد و دستگیر نشده (مثال آخر)
It was the largest bug I had ever seen.
این بزرگترین اشکالی بود که من تاکنون دیده بودم.
The shirt is available in small, medium, and large.
این پیراهن در اندازه کوچک، متوسط و بزرگ موجود است.
a critic at large
یک انتقاد کلی
society at large
جامعه در کل (همه یا بیشتر اقشار جامعه)
The criminal is still at large.
آن مجرم هنوز آزاد است.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) larger than life بزرگتر با بیشتر از حد یا اندازه واقعی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره large، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


