برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی ground به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل ground
(اسم) زمین – زمینه علمی یا تجربی یا یک موضوع خاص (مثال دوم) – دلیل (معمولا به صورت جمع grounds)
We laid a blanket on the ground for our picnic.
ما برای پیک نیک یک پتو روی زمین پهن کردیم.
We have a lot of ground to go over before the test.
ما مطالب زیادی داریم که قبل از آزمون به آن ها مراجعه کنیم.
Her husband's infidelity was grounds for divorce.
خیانت همسرش دلیل طلاق بود.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) سیم اتصال به زمین در برق
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


