برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی failure به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل failure
(اسم) ناتوانی، شکست - ناکامی
He was a failure as a businessman.
در لقای یک تاجر، نا توان بود.
All my efforts ended in failure.
تمام تلاش هایم به شکست انجامید.
the failure of the United Nations to maintain food supplies
ناتوانی سازمان ملل در حفظ کردن منابع غذا
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) از کار افتادگی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره failure، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


